الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
145
كتاب النكاح ( فارسى )
چرا كه عامل عدم پذيرش سلطه و عدم سازش دين است . 2 - سلسلهاى از تنظيمات بين المللى و برنامههاى جهانى به نام حقوق بشر درست شده كه معمول اين برنامهها بر اساس بىدينى است . يك فلسفهء حقوق بشر كوبيدن مذاهب و اديان و يكى از اصول آن ، آزادى مذاهب است كه از اصول خدشهناپذير بوده و اگر كشورها بخواهند به حقوق بشر بپيوندند ، بايد تمام شئونات آن را رعايت كنند . حال اگر اسباب ارتداد زياد شود و از سوى ديگر حقوق بشر به اعدام مرتدّ اعتراض كند كار مشكل مىشود . ولى اين حكم اسلام بسيار حساب شده است و اگر اين حكم نبود اسلام تا كنون باقى نمىماند . در جواب اين سؤال لازم است دو مقدّمه را ذكر كنيم : مقدّمهء اوّل : مرتدّ اقسامى دارد : الف ) مرتدّى كه شاكّ در دين شده و مذهب ديگرى نپذيرفته است . ب ) مرتدّى كه از اسلام جدا شده و به دين ديگر داخل شده است . گاهى شكها آميخته با وسوسه و گاهى شك آميخته با تحقيق است كه اينها مرتدّ نيستند . هر يك از اين دو قسم دو حالت دارند : حالت اوّل جايى است كه اظهار كرده و تبليغ مىكند و ديگرى جايى است كه اظهار و تبليغ نمىكند ؛ مثلًا نماز نمىخواند و روزه نمىگيرد كه چنين مرتدهايى به نظر ما حكم اعدام ندارد ولى مرتدهايى كه تبليغ مىكنند احكام ارتداد و قتل را دارند . مقدّمهء دوّم : در اسلام يك قضيّهء تاريخى داريم كه پايهء حلّ مشكلات اين بحث است و آن قضيّهاى است كه در شأن نزول آيهء « وَ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ آمِنُوا بِالَّذِي أُنْزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهارِ وَ اكْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ » « 1 » آمده است . طايفهاى از اهل كتاب گفتند بياييد صبح مسلمان شده و عصر برگرديم تا سبب تزلزل مسلمين شود . در شأن نزول اين آيه آمده است كه دوازده نفر از علماى يهود قرار گذاشتند كه صبح مسلمان شوند و شب از اسلام برگردند و وقتى پرسيدند چرا چنين مىكنيد بگويند كه ادّعاى او ( پيامبر ) كذب است و علائم نبوّت كه در دين ما براى پيامبر آخر الزمان گفته شده در او نيست و با برگشتن ما كه از علماى يهود هستيم مردم هم برمىگردند . خداوند از طريق وحى پرده از روى اين ماجرا برداشت و فرمود كه همهء اين كارها مقدّمهاى براى ارتداد مسلمين است . 100 ادامهء مسئلهء 5 . . . . . 28 / 2 / 82 برنامهاى كه آن روز عملى شد منحصر به آن زمان نبود و امروز هم شبيه آن برنامه وجود دارد كه براى متزلزل كردن مسلمين اظهار اسلام مىكنند و بعد برگشته و مسائل اسلامى را به باد استهزاء مىگيرند . نمونهء آن كتاب آيات شيطانى است كه در آن مقدّسات را مسخره كردند ، اسم آن هم براى تمسخر بود . نويسنده در اين كتاب داستانى را نقل كرده و مىگويد جزيرهاى بود كه زنان آلودهاى در آن وجود داشت و اسم زنان پيامبر را بر آنان گذاشته و نعوذ بالله قصد دارد به زنان پيامبر نسبت آلودگى دهد . اسلام جلوى اين برنامهها را گرفته است . امام ( ره ) قاطعانه در مقابل اين كار ايستاد و ديگران حساب كار خود را كردند كه نمىتوان اين گونه با اسلام بازى كرده و نسل جوان مسلمان را با اين توطئهها گمراه نمود . در داخل كشور همچنين برنامههايى را پياده كردند ، گاهى به ساحت مقدّس امام زمان ، گاهى به ديگر ائمه عليهم السلام و گاهى نسبت به دستورات دينى ، كه اگر مقاومت مراجع نبود هر روز كتابى در اين زمينه نوشته مىشد كه در اين صورت چيزى از اسلام باقى نمىماند . زمانى كه كسروى ظهور كرد در حالى كه سابقهء طلبگى و قلم قوى داشت ، ابتدا به ساحت مقدّس امام صادق عليه السلام جسارت كرد ، بعد به قرآن حمله كرد كه آيات ذو القرنين افسانه است . اگر در مقابل او سكوت مىكردند ديگران هم همين برنامه را پيش مىگرفتند و روشن است چه بر سر اسلام مىآمد . پس در واقع اين يك حكم سياسى براى حفظ كيان اسلام است و اين حكم سياسى در برنامههاى ممالك ديگر هم وجود دارد . ما نام اين افراد را مرتدّ گذاشتيم ، در شوروى سابق هم كسانى كه از حزب خود برمىگشتند به عنوان مرتدّ حزبى آنها را اعدام مىكردند . در
--> ( 1 ) آيهء 72 ، سورهء آل عمران .